حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ابتدا اکبر ایرانی رئیس مرکز پژوهشی میراث مکتوب گفت: برای مرکز پژوهشی میراث مکتوب افتخاری بزرگ است که با پژوهش آثار بزرگان فرهنگ ایران زمین، گامی کوچک برای اعتلای نام ایران اسلامی بر میدارد. چنان که به حق با انتشار آثاری از بزرگان شهر دارالمومنین کاشان، برگی زرین در کارنامه خود افزوده است.
مرکز تصمیم گرفته است که جشن رونمایی هر اثر را در شهر مولف آن اثر برگزار کند تا اهالی آن شهر در نکوداشت نام و یاد دانشمند شهر خود سهیم باشند.
وی افزود: شهر کاشان از همان قرون اولیه اسلام هم شهر علم و دانش و حدیث بوده و هم شهر هنر و شعر و ادب، این شهر در شناسنامه فرهنگی خود نام بزرگانی چون قطبالدین شیرازی، فیض کاشانی، عبدالرزاق کاشانی، ملا احمد و مهدی نراقی، و از معاصران مرحوم سهراب سپهری، سپیده کاشانی، و اکنون نیز امثال استاد حسن عاطفی، مهدی صدری و مشفق کاشانی راه آن بزرگان را طی میکنند.
سپس استاد عبدالعلی ادبی برومند مصحح این کتاب نخست در مورد چگونگی تصحیح این اثر و مشکلات آن سخن گفت و بعد نکاتی پیرامون سبک و شیوه نگارش تقیالدین کاشانی مولف تذکره پرداختند و به وضعیت نگارش شاعران در دوره صفویه اشاره داشتند. ایشان دوره صفویه را دوره بازگشت ادبی و سبک و شیوه نگارش را سبک معنیگرا و یا معنیطراز عنوان کردند که به آن مکتب وقوع میگفتند. مکتب وقوع مکتبی است که شاعر مسائل را طوری بیان میکند که به ذهن آشنا و مانوس میآید. و سبک وقوع یعنی آنچه واقع شده و غیرقابل تصور نبوده است. و این مکتب در عصر صفویه گل کرده و شاعران زیادی به این سبک شعر میسرودند. وی جنبههای مثبت و منفی این سبک را برشمردند.
سپس استاد سید علی موسوی گرمارودی یکی از مدعوین نشست، ضمن تشکر از برپایی چنین نشستی از طرف مرکز پژوهشی میراث مکتوب، قطعه شعری را با نام «مهربانی» سرودند.
جناب آقای میرانصاری نیز مقاله خود را با عنوان تذکره خلاصهالاشعار از منظری دیگر ارائه دادند که در این بحث به این نکته اشاره داشتند که از لابهلای تراجم و گزیده آثار شاعران میتوان به اطلاعاتی در باب روابط علمی و فرهنگی و نیز ویژگیهای زبانی شهر و یا منطقه خاص دست یافت. در این اثر نیز میتوان به صنعتپیشه و ارتباط اقتصادی مردم این شهر و مناطق شبهقاره و آسیای صغیر کثرت هنرمندان به ویژه موسیقیدانان خوشنویسان و تذهیبکاران و نقاشان که به این کارها میپرداختند و کلاسهای تدریس نیز داشتند، وفور شاعران پارسیگو و نیز انجمنهای ادبی مکرر به این نتیجه رسید که کاشان در سده دهم به لحاظ اقتصادی پویا، از نظر هنری پرنشاط و از نظر ادبی زنده و فعال بوده.
استاد کزازی دیگر مدعو این نشست ضمن پاسداشت کار مرکز پژوهشی میراث مکتوب در احیاء میراث فرهنگی و تشکر از آقای ایرانی، آرزوی توفیق و استمرار این کار سترگ را داشتند. ایشان سخنی کوتاه در باب سبکهای خراسانی، عراقی و اصفهانی و نوع کار این سبکها فرمودند، ایشان فرمود: سبک خراسانی که ادب فارسی با آن آغاز گرفته است. دبستانی است که در آن پیکره
بر پیام چیرگی و افزونی دارد. زیبایی سرودههای سبک خراسانی آن است و پیام در پی میآید. اما در سبک سپاهانی یا هندی پیام بر پیکره چیرگی گرفت. سخنوران سپاهانی انچنان سورازده پیام بودند که پیکره را فرو مینهادند.
این سبک راهی را پیمود که بر گزافهکاری انجامید و اما روزگار بازگشت ادبی در شهر اصفهان آغاز شد و سخن پارسی از همان زمان به بیراهه افتاد و ما هنوز نشانهها و نمودها و بازتابهایی از این بیراهگی را در این سخن میبینیم. از این روی پرگزافترین و پیچیدهترین سرودههایی که در سبک سپاهان است، برتر از درخشانترین نمونههایی است که ما در سرودههای روزگار بازگشت میبینیم.
وی روزگاز بازگشت ادبی را چون ماهیانی دانست که در خشکی افتادهاند و هر چه میتپند در میمانند.
در پایان از سوی مرکز پژوهشی میراث مکتوب هدایا و لوح تقدیری به استاد ادیب برومند و دکتر نصیری کهنمویی مصححان این کتاب تقدیم شد.
همچنین از استاد حسن عاطفی، استاد مهدی صدری و دکتر حبیبالله عظیمی که افتخارات بزرگی را برای کاشان به ارمغان آوردهاند، تجلیل شد و هدایایی از طرف مرکز پژوهشی میراث مکتوب به آنان اهدا گردید.
نگارنده این تذکره در ضمن عبارتهای کتاب، اصطلاحات و ترکیباتی را که معمول آن زمان بوده به کار گرفته و یا به سلیقه خود پارهای از آنها را برساخته است که از آن جلمه است.
کارگزار - موزونیت، لوند اطوار، کلالتگاه، کربت سرا، قبل کردن، قباحت فهمی، لاهوتیت، طالب علمی، دماغ خشکی، ستم ظریفان، گرگ یراق، طور محبت، عطریت، کدخدایی (دامادی)، چرکنت و غیره.
تقیالدین در ذکر شرح حال اکثر شاعران از تعلق خاطر آنان به معشوقی یاد میکند که معلوم نیست تا چه اندازه به تحقق پیوسته باشد و چنان مینماید که خود عاشقپیشگی را بسی دوست میداشته و آن را لازمه شاعری میدانسته است.
کل تذکره تقیالدین مشتمل بر شرح حال 650 شاعر ایران از گذشته تا همزمانان تذکرهنویس (975-1016) است.
بخش پایانی این کتاب - معاصران ترجمه احوال 385 شاعر سده دهم هجری را در بر دارد که از 12 اصل به شمارگان برجهای آسمانی - به گفته مولف - تشکیل یافته است. هر یک از اصول دوازدهگانه به شرح زیر به شهرها و نواحی مختلف ایران اختصاص دارد که در دو فصل مرتب شده است:
فصل اول: در شرح احوال شاعرانی است که در دوران زندگی مولف میزیستهاند و به قول خودش بعضی را به ملازمت رسیده و به شرف قدومشان مشرف گردیده است.
فصل دوم: در شرح احوال شعرایی است که بنا به گفته او در زمان تالیفات کتاب خیر مآل، رخت هستی از دامگاه فنا به آرامگاه بقا کشیدهاند و بعضی از آنها را در اوایل سن به صحبت رسیده.
مجموعه جلد ششم خلاصه الاشعار شامل بخشهای اصلی زیل است:
1- در ذکر شعرای دارالمومنین کاشان
2- در ذکر شعرای دارالمومنین اصفهان، 47 شاعر
3- در ذکر شعرای دارالمومنین قم و نواحی آن، 16 شاعر
4- در ذکر شعرای بلده فاخره ساوه و نواحی آن، 14 شاعر
5- در ذکر شعرای دارالسطنه قزوین، 23 شاعر
6- در ذکر شعرای گیلان و دارالمرز مانزدران و نواحی آن، 18 شاعر
7- در ذکر شعرای دارالسلطنه تبریز و آذربایجان و نواحی آن، 35 شاعر
8- در ذکر شعرای یزد و دارالامان کرمان و نواحی آن، 35 شاعر
9- در ذکر شعرای دارالافاضل شیراز و نواحی آن 33 شاعر
10- در ذکر شعرای بلده الاسلام همدان و نواحی آن 33 شاعر
11- در ذکر شعرای دارالسلام بغداد و نواحی آن
12- در ذکر شعرای دارالخلافه ری و استرآباد و نواحی آن 29 شاعر
13 در ذکر شعرای بلاد خراسان
تقیالدین در طول سالهایی که به این کار خطیر اشتغال داشته، اجزا و ارکان و مواد مربوط به کتاب را به ترتیبی که به دست آورده نوشته و بیشتر به تاریخ تحریر تراجم اشاره کرده است. با این حال بارها در پایان شرح حال و درج اشعار به علت دست یافتن به مطالب تازه به تکمیل آنچه نوشته بود همت گماشته و در جای جای کتاب به آن اشاره کرده است. این کار تا سال 1016 که از تالیف کتاب فراغت حاصل نموده، ادامه داشته است. (برگرفته از مقدمه کتاب)
کتاب حاضر، جلد ششم از مجلدهای 6 جلدی تذکره` خلاصه`الاشعار و زبده`الافکار تالیف میرتقیالدین کاشانی است. وی فرزند شرفالدین علی حسینی کاشانی معروف به میر تذکره در کاشان زاده شده و «زکری» تخلص میکرده است. بالندگی و تحصیلاتش در همان کاشان بوده و نزد محتشم کاشانی رموز شاعری و معلومات ادبی را فراگرفته و برحسب درخواست استادش دیوان او را گردآوری و مرتب کرده است. سفرهای او در سال 987 به اصفهان و در 990 به عتبات و در 1010 به همدان بوده که در هر سفر به ملاقات شاعران هم موفق میگشته و بیشتر شهرت او مدیون این تذکره است که مجموعهای بزرگ و مشتمل بر اشعار فراوان است.
وی در سفر اصفهان با امیر جلالالدین حسین و در سفر همدان با علامه عبدالباقی شکوهی ملاقات کرده و با ناطقی استرآبادی در سفر عتبات همراه بوده است.
مولف تذکره عرفات، درگذشت او را بین سالهای 1022 - 1024 دانسته و از مندرجات تذکره بر میآید که تا سال 1016 در قید حیات بوده است.
تذکره` خلاصه`الاشعار از مهمترین تذکرههایی است که در ایران و کشورهای دیگر مانند هند نوشته شده و از جهت احتوای بر جزییات احوال و سعی در شناساندن شاعران به نحوی که خواننده را تا حدی اقناع کند بیرقیب است. وی از ویژگیهایی درباره صاحبان تراجم نقل کرده که در کمتر تذکرهای بدینگونه دیده شده است.
آنچه درباره او باید گفت عشق و دلبستگی پایانناپذیری است که به شعر و شاعری داشته و چنان مجذوب آن بوده که زندگانی خود را وقف این کار کرده است. وی برای تهیه یک شرح حال از نامهنگاری و تحقیق همهجانبه و دعوت شاعران و یا مسافرت برای دیدارشان خودداری نداشته و به طور مستمر از پیجویی احوال شعرای زمان چیزی فروگذار نمیکرده است. وی تذکرهنویسی را از استاد عنصری آغاز کرده و تا معاصران خویش ادامه داده و در نقل اشعار آنان سنگ تمام گذاشته است. در این تذکره از هر شاعری بیتهای فراوان آورده شده که بعضی از آنان دیوانشان به چاپ رسیده و بعضی یا دیوان نداشته و یا داشته و به طبع نرسیده است. شیوه نگارش و انشای تقیالدین در این تذکره همان شیوه معمول دوران اوست که به عبارتپردازیهای فضلنمایانه، همراه پارهای از واژههای دشوار و متعلق پرداخته ولی مطلبها فصیح و خوشایند نوشته شده است.
تقیالدین چون به گویندگی - واعظی - هم اشتغال داشته، در نگارش مطالب، درازنویس است و هم در بعضی از موارد به اندرزگویی میپردازد و در ضمن شرح حال شاعری، از صفتی بخوبی و از خصلتی به بدی یاد میکند و گاه درباره وی تناقضگویی در توصیف به نظر میآید. وی در نقل از اشعار شاعران به قصیده و غزل و رباعی و ترجیعبند و ترکیببند بسنده کرده و از آوردن مثنویات چشم پوشیده است.
فاطمه شاملو
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....